انتقال حرارت از طريق هوا شامل دو مكانيزم رسانش و همرفت يا جابجايي است. چنانكه مي دانيد، ضريب رسانايي هواي ساكن بسيار اندك است. در واقع هواي ساكن يك عايق خوب حرارتي محسوب مي شود. با اين حال ما در زمستان به واسطه همين هوا، گرماي بخاري را دريافت مي نمائيم. در اين حالت جاذبه زمين به كمك ما مي آيد و با جابجايي توده هواي گرم كه سبكتر است زمينه شكل گيري شكل دوم انتقال حرارت يا همرفت را مهيا مي نمايد. به نظر بنده پاسخ سؤالات مطرح شده به همين دو ويژگي هوا بر مي گردد. 1-لباس ضخيمتر حجم بيشتري از هواي ساكن در اطراف پوست تشكيل مي دهد واين هواي ساكن به عنوان يك عايق حرارتي مانع انتقال حرارت از سطح پوست به اطراف مي شود. 2-كرك و موي بلند تر در حيوانات نيز لايه ضخيمتري از هواي ساكن در اطراف پوست حيوان ايجاد مي نمايد. 3-در كنار پنجره ساختمان، پرده هاي ضخيم بهتر از پرده هاي نازك مانع جابجايي هوا و شكل گيري جريانهاي همرفت گرمايي در اتاق مي شوند. 4-لباس كوهنوردان به هنگام فعاليت شديد، آب ناشي از تعريق بدن را جذب مي نمايد. الياف پنبه اي پس از جذب رطوبت به يكديگر مي چسبند و محتواي هواي موجود در ميان الياف به حداقل ممكن مي رسد و لباس از محتواي هواي ساكن خود تهي مي شود. اما در لباسهاي پشمي ، الياف با وجود جذب رطوبت فشرده نشده و محتواي هواي ساكن خود را حفظ مي نمايند. 5-رفتار انسانها در برابر سرما وقتي از لباس مناسب برخوردار نيستند، شبيه رفتار پرندگان به هنگام خواب در قبال سرماي شديد است. پرندگان به هنگام خواب از فعاليت ارگانيك كمتري برخوردارند و مي بايد محتواي حرارتي بدن خود را حفظ نمايند. آنها پرها را اصطلاحاً پف مي نمايند و به اين ترتيب حجم بيشتري از هواي ساكن را اطراف پوست تشكيل مي دهند. انسانها نيز كه قادر به پف كردن لباس نيستند به نحو معكوس بدن را جمع و فشرده مي كنند تا يك لايه محافظ از هواي ساكن مانع انتقال حرارت از پوست بدن به محيط اطراف شود.
