- This topic has 6 replies, 1 voice, and was last updated 4 years, 4 months ago by .
-
Topic
-
اخيراً يكي از همكاران بنده در تست يكي از واحدهاي نيروگاهي جهت اثبات قابليت كار كرد آن در شرايط عدم اتصال به شبكه سراسري ( آيلندينگ ) شركت مي نمايد. مشاهدات و دقت ايشان از برخي جنبه ها بسيار سودمند و آموزنده است بنابراين بد نيست موضوع همفكري مان باشد.
به گفته ايشان ضمن هماهنگي صورت گرفته با يكي از شركتهاي برق منطقه اي، واحد در ابتدا به صورت بي بار راه اندازي شده و بارها يكي پس از ديگري به تدريج و با يك شيب ملايم وارد مدار مي شدند. موضوعي كه در بدو امر باعث توقف كار گرديده ، موضوع عملكرد رله برگشت توان به هنگام شروع تست بوده است. به نحوي كه به محض وصل سيستم به خطوط انتقال بي بار و شروع به اعمال اولين طبقه از بار مصرفي به سيستم، رله برگشت توان از مجموعه رله هاي حفاظتي ژنراتور دچار عملكرد شده و واحد را از مدار خارج نموده است.به نظر شما چه اشكالي در سيستم يا نحوه تست وجود داشته كه منجر به بروز چنين مشكلي شده؟
- You must be logged in to reply to this topic.

چنانچه ملاحظه مي فرمائيد، وقتي بار الكتريكي عمدتاً از شرايط سلفي برخوردار است، خطاي زاويه ترانس جريان در سنجش زاويه بار ميتواند در سنجش صحيح بار خروجي از ژنراتور اشكال ايجاد نمايد. خطاي زاويه ترانسهاي جريان حفاظتي با كلاس دقت 5P در جريان نامي حدود 60 دقيقه است، اين خطا در شرايط نزديكي ضريب قدرت به مقدار صفر مي تواند يك مقدار منفي برداشت شود. به اين دليل توصيه مي شود در شرايتطي كه حساسيت حفاظت مزبور در حدود %3 يا كمتر است به جاي ترانس جريان حفاظتي از ترانس جريان كلاس اندازه گيري استفاده شود، چرا كه ترانسهاتي جريان اندازه گيري بويژه در جريانهاي كوچكتر از جريان نامي از دقت بالاتري نسبت به كلاس حفاظتي برخوردارند. خوب تا اينجا يكي از توصيه هاي فني معروف در خصوص طراحي حفاظت برگشت توان مرور شد. اما آيا مسئله ما نيز از اين ديدگاه قابل بررسي است؟ شايد اينطور باشد. در شرايط بهره برداري جزيره اي ، واحد توليد توان ابتدا توسط يك ترانسفورماتور افزايش ولتاژ بار گذاري مي شود. جريان بي باري ترانسفورماتورهاي قدرت به توان نامي و ولتاژ كاركردشان ارتباط دارد و بطور نمونه در حدود 1 تا 3 درصد جريان نامي است ( البته اين جريان براي ترانسهاي 200 مگاوات مثال ما حدود 5/0 درصد است، امري كه سبب ترديد بنده در ارزيابي صحيح موضوع است ). اين جريان تقريباً القايي كامل است. جريان مغناطيس كننده ترانسفورماتورها در شرايط افزايش ولتاژ سيستم به دليل انتخاب نقطه كار مغناطيسي هسته در نزديكي نقطه شكست منحني مغناطيسي به نحو مؤثري افزايش مي يابد ( 50 درصد افزايش جريان به ازاي 5 درصد افزايش ولتاژ ). بنابراين در شرايط بي باري و فقدان افت ولتاژ ناشي از آن، درصد جريان مغناطيس كننده ترانسفورماتور بيش از شرايط بارداري آن خواهد بود. البته در شرايطي كه يك ژنراتور ترانسفورماتوري بيش از ظرفيت خود را بار گذاري مي كند و يا همزمان چند ترانسفورماتور را زير بار مي برد، جريان بي باري ترانسفورماتورها در مقابل ستينگ رله برگشت توان حساس قابل اعتنا مي شود. اگر اين موارد را به احتمال بار گذاري ترانسفورماتورهاي آن سوي خط انتقال اضافه كنيم، شايد بتوان يك چارچوب تئوريك قابل دفاع براي فرضيه مان تشكيل دهيم. البته جريان Inrush ترانسفورماتورها مقاديري چندين برابر جريان نامي را تشكيل مي دهند و به فرض كوتاه بودن زمان تأخير رله برگشت توان قادر به تحريك نابجاي رله برگشت توان بدليل خصلت به شدت القايي خود هستند. اگر ارزيابي ما از موضوع درست باشد، استفاده از ترانس جريان كلاس اندازه گيري بجاي كلاس حفاظتي يك راه حل مناسب براي ممانعت از عملكرد نابجاي رله خواهد بود. بويژه ترانسهاي جريان جديد با كلاس اندازه گيري 0.2 S از اين حيث بسيار مناسبند زيرا در اين كلاس دقت ، ترانس جريان در كسر كوچكي از جريان نامي نيز با دقت مناسب عمل مي كند.